فناوری دفاعی، بیوتکنولوژی جدید است — سرمایهگذاران خطرپذیر میلیاردها دلار به استارتآپهای نظامی سرازیر میکنند

در بیشتر تاریخ سیلیکون ولی، دفاع بخشی بود که شرکتهای معتبر سرمایهگذاری خطرپذیر از آن دوری میکردند. چرخههای تدارکات بسیار طولانی، مشتریان بسیار دشوار و تناسب فرهنگی با بنیانگذاران فناوری مصرفی بسیار ضعیف بود. سالهای اولیه Palantir با تلاش آن برای جدی گرفتن نرمافزار توسط نهاد دفاعی تعریف میشد. Anduril که در سال ۲۰۱۷ تأسیس شد، زمانی که نخستین دورهای سرمایهگذاری خود را جمعآوری کرد، به عنوان یک استثنا تلقی میشد.
این انگ تا حد زیادی از بین رفته است. فناوری دفاعی اکنون یکی از سریعترین دستههای سرمایهگذاری خطرپذیر در ایالات متحده و اروپا است و نه تنها صندوقهای تخصصی دفاعی، بلکه شرکتهای اصلی سیلیکون ولی را که پیشتر سیاستهای صریحی علیه سرمایهگذاری در سلاح داشتند، جذب میکند. این تغییر ژئوپلیتیکی، مالی و نسلی است و آنچه ساخته میشود و کسانی که آن را میسازند را تغییر شکل میدهد.
اعداد پشت این تغییر
بر اساس دادههای Pitchbook و Defense Innovation Unit، سرمایهگذاری خطرپذیر در فناوری دفاعی ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ از ۳۰ میلیارد دلار عبور کرد که از حدود ۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. این نرخ رشد سهساله از بیوتکنولوژی، فینتک و فناوری اقلیم در همان دوره پیشی گرفته است. در اروپا، سرمایهگذاری فناوری دفاعی به صورت درصدی حتی سریعتر رشد کرده است، از نزدیک صفر به بیش از ۵ میلیارد دلار در سال، که ناشی از محیط امنیتی پس از حمله روسیه به اوکراین و تلاش کشورهای عضو ناتو برای تحقق تعهدات هزینه دفاعی ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی است.
بزرگترین دورها به شرکتهایی میروند که سامانههای خودمختار میسازند. Anduril Industries — که توسط Palmer Luckey خالق Oculus VR تأسیس شد — در اواخر سال ۲۰۲۴ به ارزش ۱۴ میلیارد دلار، ۱.۵ میلیارد دلار جذب کرد و از آن زمان به سامانههای زیردریایی، آگاهی از حوزه فضایی و فناوری ضدپهپاد گسترش یافته است. Shield AI که خلبانهای هوش مصنوعی برای هواپیماهای نظامی میسازد، به ارزش ۵.۳ میلیارد دلار، ۵۰۰ میلیون دلار جذب کرد. Epirus که سامانههای انرژی هدایتشونده میسازد و Sarcos Robotics که اسکلتهای بیرونی برای لجستیک نظامی میسازد نیز دورهای قابل توجهی جذب کردهاند.
چه کسانی چکها را مینویسند
صندوق American Dynamism شرکت Andreessen Horowitz که در سال ۲۰۲۲ با تمرکز صریح بر امنیت ملی و فناوری صنعتی راهاندازی شد، به برجستهترین سیگنال نهادی تبدیل شده است که نشان میدهد VC اصلی در دفاع تغییر موضع داده است. این صندوق از Anduril، Hadrian (ماشینکاری دفاعی)، Joby Aviation (هواپیمای الکتریکی با کاربردهای دفاعی) و دیگران حمایت کرده است. Marc Andreessen و Ben Horowitz هر دو علناً استدلال کردهاند که برتری فناورانه آمریکا مستلزم آن است که بهترین مهندسان روی مشکلات امنیت ملی کار کنند — استدلالی فرهنگی به همان اندازه که یک تز سرمایهگذاری است.
Founders Fund، شرکت Peter Thiel و حامی اولیه Palantir، تمرکز دفاعی خود را ادامه داده و به آگاهی از حوزه فضایی و جنگ الکترونیک گسترش یافته است. General Catalyst، General Atlantic و 8VC همگی تخصیصهای قابل توجهی به فناوری دفاعی داشتهاند. قابل توجهترین تغییر در میان شرکتهایی است که پیشتر از دفاع دوری میکردند: Sequoia Capital که سیاستهای صریحی علیه سرمایهگذاری در تولیدکنندگان سلاح داشت، بیسر و صدا در دورهای شرکتهای هوش مصنوعی وابسته به دفاع شرکت کرده است.
در اروپا، صندوق نوآوری ناتو — یک صندوق یک میلیارد دلاری که توسط کشورهای عضو ناتو پشتیبانی میشود — در کنار VCهای تجاری در استارتآپهای دفاعی اروپا سرمایهگذاری مشترک انجام میدهد. Plural (یک VC اروپایی) و Lakestar هر دو حوزههای تخصصی دفاعی را راهاندازی کردهاند. Hazel Capital بریتانیا و Cavalry Ventures آلمان در حال ساخت پورتفولیوهای تخصصی در ضدپهپاد، جنگ الکترونیک و نرمافزار لجستیک نظامی هستند.
واقعاً چه چیزی ساخته میشود
سرمایهگذاری عمدتاً به سمت تولید سلاحهای سنتی نمیرود. بیشتر استارتآپهای فناوری دفاعی در سه دسته میسازند: نرمافزار و هوش مصنوعی برای کاربردهای نظامی، سامانههای خودمختار (پهپادها، خودروهای زمینی، سامانههای زیرآبی) و امنیت زیرساختهای حیاتی.
شرکتهای دفاعی نرمافزارمحور شامل گسترش مستمر Palantir به سامانههای تصمیمگیری میدان نبرد مبتنی بر هوش مصنوعی، قراردادهای دفاعی رو به رشد Scale AI برای برچسبگذاری داده و آموزش مدل هوش مصنوعی برای کاربردهای نظامی، و موجی از شرکتهای کوچکتر که نرمافزار بهینهسازی لجستیک، اطلاعات تهدید و فرماندهی و کنترل میسازند، میشود. این کسبوکارها نمونههای مدنی دارند — آنها قابلیتهای نرمافزار سازمانی و هوش مصنوعی را برای مشکلات تدارکات دفاعی به کار میگیرند — که آنها را برای VCهای عمومی قابل فهمتر میکند.
فناوری پهپاد بیشترین دلار سرمایهگذاری و بیشترین توجه عمومی را جذب کرده است. جنگ در اوکراین در مقیاس بزرگ نشان داد که پهپادهای خودمختار کوچک و ارزان میتوانند تأثیر تاکتیکی تعیینکنندهای داشته باشند. خریداران دفاعی ایالات متحده و اروپا اکنون فعالانه برای تهیه سامانههای پهپادی تهاجمی و دفاعی از فروشندگان غیرسنتی رقابت میکنند. Skydio، Firestorm و Joby از جمله شرکتهای آمریکایی هستند که به برنامههای پهپاد دفاعی تغییر مسیر داده یا گسترش یافتهاند.
بحث اخلاقی از بین نرفته است
تغییر فرهنگی در VC به سمت فناوری دفاعی تنش داخلی در شرکتها یا میان بنیانگذاران را از بین نبرده است. چندین اعتراض مهندسان برجسته در شرکتهایی که روی قراردادهای دفاعی کار میکنند — از جمله حوادث در Google (پروژه Maven)، Microsoft و Palantir — نشان داد که مسئله نیروی کار واقعی است. برخی استارتآپهای فناوری دفاعی به طور فعال از آکادمیهای نظامی و شبکههای جانبازان استخدام میکنند تا از استخر استعدادهای سنتی فناوری، تا حدی برای اجتناب از تعارض فرهنگی داخلی.
چارچوب اخلاقی که بنیانگذاران فناوری دفاعی اغلب بیان میکنند، استدلال بازدارندگی است: اینکه سامانههای خودمختار برتر از نظر فناورانه و قابلیتهای دفاعی مبتنی بر هوش مصنوعی با گرانتر کردن حملات، درگیری را کاهش میدهند، مشابه اینکه بازدارندگی هستهای در طول جنگ سرد کار میکرد. منتقدان، از جمله برخی پژوهشگران ایمنی هوش مصنوعی، استدلال میکنند که سامانههای تسلیحاتی خودمختار آستانه درگیری را کاهش میدهند و ریسکهای غیرقابل قبولی از خرابی نرمافزار یا دستکاری دشمن معرفی میکنند.
این استدلالها به زودی حل نخواهند شد و سرمایهگذاری بدون توجه به آن ادامه دارد. موج فناوری دفاعی به اندازه کافی قابل توجه است که بازارهای استخدام، فرهنگ برنامههای مهندسی برتر و آنچه نسل بعدی بنیانگذاران فنی جاهطلب به عنوان حوزه مشروع تلقی میکنند را تغییر شکل میدهد. اینکه آیا این امر نتایج امنیت ملی بهتری تولید میکند یا دستههای جدیدی از ریسک، سؤالی است که دهه آینده استقرار شروع به پاسخ به آن خواهد کرد.