IRCNF

رقابت لایه‌دومی اتریوم در ۲۰۲۶: آربیتروم، آپتیمیزم و بیس دیگر به یک شکل رقابت نمی‌کنند

IRCNF
اشتراک‌گذاری:
رقابت لایه‌دومی اتریوم در ۲۰۲۶: آربیتروم، آپتیمیزم و بیس دیگر به یک شکل رقابت نمی‌کنند

چشم‌انداز Layer 2 اتریوم به طور بنیادی تکه‌تکه شده. چیزی که به عنوان یک مأموریت مشترک شروع شد—سریع‌تر و ارزان‌تر کردن ETH—به مجموعه‌ای از شرط‌بندی‌های استراتژیک مجزا تبدیل شده. آربیتروم، بیس و زنجیره‌های OP Stack دیگر برای کاربران یکسان، توسعه‌دهندگان یکسان یا حتی تعریف یکسانی از موفقیت رقابت نمی‌کنند. دارند تخصصی می‌شوند و تفاوت‌ها حالا بیش از شباهت‌ها اهمیت دارند.

اعدادی که واقعاً مهم‌اند

تا مه ۲۰۲۶، کل TVL لایه‌دومی که توسط L2Beat ردیابی می‌شود از ۶۰ میلیارد دلار فراتر رفته. اما TVL تجمیع‌شده داستان واقعی را پنهان می‌کند. آربیتروم حدود ۳۸٪ از این کل را در اختیار دارد—حدود ۲۳ میلیارد دلار—و جایگاه خود را به عنوان لایه تسویه دیفای مسلط تثبیت کرده. بیس حدود ۲۲٪ TVL (۱۳ میلیارد دلار) دارد، اما در روزهای پرفعالیت، حجم تراکنش بیس معمولاً از آربیتروم بیشتر می‌شود. مین‌نت آپتیمیزم حدود ۸٪ TVL دارد. zkSync Era و Starknet روی هم حدود ۱۲٪ TVL را تشکیل می‌دهند.

TVL و حجم تراکنش داستان‌های متفاوتی روایت می‌کنند. TVL بالا یعنی مبالغ بزرگ پول در پروتکل‌های آن زنجیره قفل شده—عمق دیفای، کارایی سرمایه و اعتماد نهادی را نشان می‌دهد. حجم تراکنش بالا یعنی افراد زیادی در حال انجام کارها هستند—تعویض، ضرب، بازی، انعام. یک زنجیره می‌تواند TVL پایین و حجم عظیم داشته باشد اگر در خدمت موارد مصرف‌کننده باشد که ارزش هر تراکنش کوچک است. بیس دقیقاً همان زنجیره است. آربیتروم برعکس: تراکنش‌های کمتر، میانگین ارزش هر تراکنش بسیار بیشتر.

آربیتروم: مدافع عنوان دیفای

Arbitrum One عمیق‌ترین نقدینگی دیفای را در میان L2ها دارد. GMX، پروتکل perpetuals، حجم تجمعی بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار را روی آربیتروم پردازش کرده. Pendle، پروتکل yield-tokenization، بیشتر TVL خود را روی آربیتروم نگه می‌دارد. Radiant Capital با وجود حوادث امنیتی، عمدتاً روی آربیتروم بازسازی شد. این پروتکل‌ها آربیتروم را به خاطر عمق نقدینگی و سابقه‌اش انتخاب کردند—و حضورشان هر دو را تقویت می‌کند.

نقشه راه فنی آربیتروم این مزیت را تشدید می‌کند. Arbitrum Orbit به توسعه‌دهندگان این امکان را می‌دهد که زنجیره‌های L3ای راه‌اندازی کنند که به Arbitrum One تسویه می‌شوند، کارمزدها را جذب کرده و اکوسیستم را گسترش می‌دهند. Stylus که در اواخر ۲۰۲۴ راه‌اندازی شد، به قراردادهای هوشمند نوشته شده به زبان‌های Rust، C++ و دیگر زبان‌های سازگار با WASM اجازه می‌دهد—گسترشی بزرگ فراتر از Solidity که آربیتروم را به طیف وسیع‌تری از توسعه‌دهندگان باز می‌کند. سیستم اثبات تقلب BOLD (Bounded Liquidity Delay) که اکنون در استقرار مین‌نت است، پایه نقشه راه غیرمتمرکزسازی sequencer آربیتروم است: اعتبارسنجی بدون اجازه را ممکن می‌کند و چرخ‌های کمک‌آموزشی مجموعه اعتبارسنج معتمد را حذف می‌کند.

ریسک آربیتروم نیز واضح است: عمیقاً در دست کاربران قدرتمند دیفای گرفتار شده. اپ‌های مصرف‌کننده و پروتکل‌های اجتماعی مدام به جای دیگری نگاه می‌کنند. نیازهای UX دیفای—تعاملات پیچیده کیف پول، آگاهی از گس، مدیریت ریسک پروتکل—UX برنامه‌های بازار انبوه نیست. آربیتروم تلاش نمی‌کند که آن باشد، که این یک انتخاب استراتژیک است، نه شکست.

بیس: بازی توزیع اپ Coinbase

تز بیس از نظر ساختاری با هر L2 دیگری متفاوت است. اساساً یک شرط فنی نیست—بلکه یک شرط توزیع است. Coinbase بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر تأییدشده دارد. بیس لایه on-chain است که آن کاربران را به برنامه‌های غیرمتمرکز متصل می‌کند، با Coinbase به عنوان رمپ ورود، ارائه‌دهنده کیف پول و اپراتور sequencer.

Farcaster frames—مینی‌اپ‌های تعاملی جاسازی‌شده در پست‌های اجتماعی—برخی از مهم‌ترین لحظات ویروسی onboarding بیس در سال ۲۰۲۵ را رقم زدند. کاربرانی که هرگز با یک قرارداد هوشمند تعامل نداشته بودند، NFT ضرب می‌کردند و توکن در داخل فید پست‌های اجتماعی می‌فرستادند. Smart Wallet، کیف پول account abstraction مبتنی بر passkey بیس، onboarding گس‌لس را ممکن می‌کند: کاربران جدید برای پرداخت کارمزد گس به ETH نیاز ندارند و به جای seed phrase با Face ID یا Touch ID احراز هویت می‌کنند. این دو تا از بزرگ‌ترین نقاط اصطکاک را که از نظر تاریخی مانع پذیرش مصرف‌کننده کریپتو شده، حذف می‌کند.

بیس عمداً توکن بومی ندارد. این یک نظارت نیست—یک انتخاب طراحی است که از پیچیدگی حاکمیت و پویایی‌های سفته‌بازی که دیگر اکوسیستم‌های L2 را پیچیده می‌کند، اجتناب می‌کند. Coinbase ارزش را از طریق کارمزد sequencer به جای افزایش قیمت توکن جذب می‌کند.

ریسک تمرکز است. sequencer بیس تنها توسط Coinbase اداره می‌شود، بدون جدول زمانی اعلام‌شده برای غیرمتمرکزسازی. تمام درآمد sequencer به Coinbase می‌رسد. اقدام نظارتی علیه Coinbase عواقب مستقیمی برای عملیات بیس خواهد داشت. برای توسعه‌دهندگانی که روی بیس می‌سازند، این یک ریسک طرف مقابل شناخته‌شده است که در حال حاضر مسیر کاهشی ندارد.

OP Stack و دیدگاه Superchain

شرط استراتژیک آپتیمیزم نه عمیق‌ترین نقدینگی دیفای است و نه بزرگ‌ترین توزیع کاربر—بلکه هماهنگی است. OP Stack یک فریم‌ورک رول‌آپ منبع‌باز است که نه تنها مین‌نت آپتیمیزم، بلکه بیس، Mode، Zora، Fraxtal و ده‌ها زنجیره دیگر را نیرو می‌دهد. بینش آپتیمیزم این بود که ارزش یک فریم‌ورک رول‌آپ متناسب با تعداد زنجیره‌هایی است که آن را می‌پذیرند—زیرا زیرساخت مشترک به معنای ارتقاء امنیتی مشترک، ابزارهای مشترک و در نهایت، قابلیت همکاری مشترک است.

ارتقاء قابلیت همکاری Superchain که در اوایل ۲۰۲۶ به تولید رسید، تراکنش‌های اتمی بین زنجیره‌ای را بین زنجیره‌های OP Stack ممکن می‌کند. یک کاربر می‌تواند دارایی‌هایی را در مین‌نت آپتیمیزم نگه دارد و با یک پروتکل روی بیس در یک تراکنش تعامل کند، بدون تأخیر bridge یا واسطه‌های توکن پیچیده‌شده. این نظری نیست—روی مین‌نت برای زنجیره‌های Superchain شرکت‌کننده زنده است. مدل اقتصادی درآمد sequencer را از تمام زنجیره‌های عضو از طریق جمع OP Stack به منظور تأمین مالی کالاهای عمومی و توسعه پروتکل عبور می‌دهد.

سهم TVL خود مین‌نت آپتیمیزم (۸٪) موقعیت استراتژیک آن را کم‌رنگ نشان می‌دهد. این لایه حاکمیت و هماهنگی اکوسیستمی است که به طور جمعی بسیار بیشتر در اختیار دارد. ریسک پیچیدگی اجرا است: هماهنگ‌سازی shared sequencing و پیام‌رسانی بین زنجیره‌ای در زنجیره‌های مستقل با اپراتورهای مستقل نیازمند مهندسی پروتکل پایدار است که رقبا می‌توانند مشاهده و کپی کنند.

ZK Rollupها: بازی بلندمدت

zkSync Era و Starknet تز ZK rollup را نمایندگی می‌کنند: اثبات‌های اعتبار رمزنگاری به جای اثبات‌های تقلب یعنی عدم تأخیر ۷ روزه برداشت، تضمین‌های نهایی قوی‌تر و یک مدل امنیتی که به حضور ناظران هوشیار وابسته نیست. اینها مزایای واقعی برای تراکنش‌های با ارزش بالا و موارد استفاده نهادی هستند که نهایی شدن تسویه در آنها اهمیت دارد.

دیدگاه Elastic Chain zkSync Era اثبات‌های ZK را به L3ها گسترش می‌دهد و به زنجیره‌های کاربرد-خاص اجازه می‌دهد امنیت اثبات اعتبار لایه پایه zkSync را به ارث ببرند. VM قاهره Starknet و اثبات‌های STARK بازگشتی، محاسباتی را ممکن می‌کنند که روی زنجیره‌های مبتنی بر EVM به طور prohibitive گران است، و موارد استفاده را در بازی، استنتاج ML روی زنجیره و ابزارهای مالی پیچیده باز می‌کند.

AggLayer Polygon رویکرد متفاوتی دارد: به عنوان یک لایه تجمیع خنثی عمل می‌کند که می‌تواند اثبات‌های ZK از چندین زنجیره—از جمله زنجیره‌های غیر Polygon—را در یک اثبات واحد که به اتریوم ارسال می‌شود، متحد کند. این Polygon را به عنوان زیرساخت برای اکوسیستم ZK به جای یک زنجیره مقصد واحد قرار می‌دهد.

مبادله ZK rollup همچنان هزینه اثبات و تأخیر است. تولید یک اثبات ZK برای یک دسته از تراکنش‌ها زمان و منابع محاسباتی قابل توجهی می‌گیرد. برای زنجیره‌هایی که روزانه میلیون‌ها تراکنش ساده پردازش می‌کنند، این سربار اضافه‌ای ایجاد می‌کند که رول‌آپ‌های خوش‌بینانه ندارند. شکاف هزینه اثبات با شتاب‌دهی سخت‌افزاری و بهبود سیستم‌های اثبات در حال بسته شدن است، اما هنوز بسته نشده.

این برای توسعه‌دهندگان چه معنایی دارد

تکه‌تکه شدن استراتژی L2 یک درخت تصمیم واقعی برای توسعه‌دهندگان ایجاد می‌کند:

  • یک پروتکل دیفای می‌سازید که از روز اول به نقدینگی عمیق نیاز دارد؟ روی آربیتروم مستقر کنید. TVL موجود و پایگاه کاربر دیفای اثرات شبکه‌ای ایجاد می‌کنند که تکرار آن در جای دیگر سخت است.
  • یک اپ مصرف‌کننده می‌سازید که نیاز به جذب کاربر و onboarding ساده دارد؟ روی بیس مستقر کنید. کانال توزیع Coinbase و onboarding گس‌لس Smart Wallet اصطکاک go-to-market را کاهش می‌دهد که اکثر اپ‌های کریپتوی مصرف‌کننده را می‌کشد.
  • یک اپ می‌سازید که نیاز به تعامل با دیگر زنجیره‌های OP Stack یا استفاده از shared sequencing دارد؟ روی هر زنجیره Superchain مستقر کنید. مین‌نت آپتیمیزم، بیس، Mode و Zora همه نقاط ورود معتبر به اکوسیستم Superchain interop هستند.
  • زیرساختی می‌سازید که نیاز به نهایی شدن ZK دارد—تسویه‌های مرزی، provenance NFT با ارزش بالا، دیفای نهادی با الزامات نهایی سخت؟ StarkEx یا ZK stack zkSync را ارزیابی کنید. پنجره برداشت ۷ روزه روی رول‌آپ‌های خوش‌بینانه یک محدودیت عملیاتی واقعی برای برخی موارد استفاده است.
  • به عملکرد کاربردی-خاص نیاز دارید و می‌خواهید در منطقه امنیتی اتریوم بمانید؟ Arbitrum Orbit (L3 تسویه به Arbitrum) یا یک زنجیره OP Stack هر دو مسیرهای معتبری هستند، با مبادلات مختلف در دسترسی به نقدینگی در مقابل قابلیت همکاری Superchain.

اکوسیستم در حال تخصصی شدن است—این نتیجه درست است

روایت اینکه یک L2 "برنده" خواهد شد و همه دیگران را جذب می‌کند، همیشه یک خوانش اشتباه از چگونگی مقیاس‌پذیری اکوسیستم‌ها بود. خود اتریوم با تنها زنجیره بودن برنده نشد—با لایه تسویه‌ای بودن که چندین زنجیره تخصصی روی آن ساخته شده‌اند برنده شد. همین پویایی در لایه L2 در حال وقوع است.

آربیتروم در تمرکز TVL دیفای برنده است. بیس در حجم تراکنش مصرف‌کننده و onboarding کاربر برنده است. زنجیره‌های OP Stack در وسعت اکوسیستم توسعه‌دهنده برنده هستند. ZK rollupها در مرز فنی سیستم‌های اثبات و نهایی شدن برنده هستند. هیچکدام از اینها یک مسابقه نیست.

برای اکوسیستم اتریوم به عنوان یک کل، این تخصصی شدن سالم است. یعنی سطح تماس بیشتر برای جذب کاربر، توسعه فنی متمایزتر و رقابت حاصل‌جمع صفر کمتر برای همان دلار TVL حاشیه‌ای. L2ای که برای شما مهم‌تر است کاملاً به چیزی که می‌سازید بستگی دارد—و این دقیقاً همان طور است که یک اکوسیستم بالغ باید کار کند.

Originally reported by IRCNF. Read the original article for additional details.

View original source
اشتراک‌گذاری:
رقابت لایه‌دومی اتریوم در ۲۰۲۶: آربیتروم، آپتیمیزم و بیس دیگر به یک شکل رقابت نمی‌کنند | IRCNF - Intelligent Reliable Custom Next-gen Frameworks