تأخیر ۳ ساله Gateway ناسا؛ ایستگاههای تجاری در حال سبقت گرفتن

وقتی ناسا در سال ۲۰۲۱ نورتروپ گرومن و چند پیمانکار دیگر را برای ساخت ایستگاه مداری Gateway انتخاب کرد، برنامه این بود که اولین ماژولها تا سال ۲۰۲۷ در مدار ماه مستقر شوند. اما آن جدول زمانی بیسر و صدا فرو ریخت. از اوایل ۲۰۲۶، ممیزیهای داخلی ناسا اولین ماموریت سرنشیندار Gateway را زودتر از ۲۰۳۱ نمیدانند — تأخیری چهار ساله ناشی از کندی پیمانکاران، عدم قطعیت بودجه به دلیل قطعنامههای ادامهدار، و اولویتبندی مجدد منابع بعد از Artemis III.
این تأخیر فقط یک خجالتزده برنامهای نیست. Gateway قرار بود نقطه اتصال برای عملیات پایدار روی سطح ماه باشد — هابی که فضانوردان از طریق آن به Human Landing System منتقل شوند و بعد به قطب جنوب بروند. بدون آن، معماری ناسا برای دسترسی مکرر به ماه بعد از Artemis III ناقص است. اما در حالی که Gateway زمین میخورد، بخش ایستگاههای تجاری فضایی با سرعتی در حال شتاب گرفتن است که روایت ناسا را درباره «حضور دائمی انسان در فضا» پیچیده میکند.
چه عواملی باعث تأخیر شد؟
برنامه Gateway از سال ۲۰۲۲ با سه مشکل متوالی روبرو بوده است. اول، عنصر محرکه و توان (PPE) — ماژول پیشران خورشیدی-الکتریکی که توسط Maxar Technologies ساخته میشود — با مشکلات یکپارچهسازی سختافزاری مواجه شد که پرتاب آن را از ۲۰۲۴ به ۲۰۲۶ و حالا به ۲۰۲۷ انداخت. دوم، ماژول اقامت و لجستیک (HALO) که توسط نورتروپ گرومن ساخته میشود، به دلیل اصلاحات ساختاری و جوشکاری، ۱۸ ماه به برنامه اضافه کرد. سوم، کل برنامه از سال مالی ۲۰۲۴ با بودجه ثابت یا کاهشیافته کار میکند، یعنی پیمانکاران نمیتوانند نیرو استخدام کنند یا مواد اولیه را با سرعت پیشبینی شده بخرند.
گزارش مارس ۲۰۲۶ دفتر حسابرسی دولت آمریکا (GAO) Gateway را برنامهای با «ریسک برنامه زمانی بالا» معرفی کرد و اشاره کرد که ناسا هنوز یک جدول زمانی یکپارچه واقعی برای کل ایستگاه تصویب نکرده است. این برای برنامهای که ظاهراً محور کمپین Artemis است، اعتراف بزرگی محسوب میشود.
Axiom Space: ماژول به ماژول روی ISS
Axiom Space مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. به جای ساختن یک ایستگاه مستقل از صفر، Axiom اولین ماژول خود (Axiom Module 1 یا AxM-1) را به ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) متصل کرده است. AxM-1 در سال ۲۰۲۴ پرتاب شد و به عنوان یک گره تجاری روی ISS فعالیت میکند. ماژولهای ۲ و ۳ Axiom قرار است قبل از خروج ISS از مدار دنبال کنند، و سپس مجموعه Axiom جدا شده و به عنوان یک ایستگاه مستقل کار میکند.
این استراتژی تدریجی مزایای واقعی دارد. Axiom از ماموریتهای فضانورد خصوصی — از جمله Ax-3 و Ax-4 — درآمد کسب میکند و همزمان سختافزار خود را میسازد. هر ماموریت به ISS تجربه عملیاتی و پول نقدی برای ماژول بعدی به ارمغان میآورد. تا زمان بازنشستگی ISS (که فعلاً برای ۲۰۳۰ برنامهریزی شده)، Axiom قصد دارد یک ایستگاه سرنشیندار عملیاتی در مدار پایین زمین (LEO) داشته باشد، بدون آسیبپذیریهای سیاسی و بودجهای که برنامههای دولتی را آزار میدهد.
Starlab: ایستگاه تجاری از ابتدا طراحیشده
Voyager Space و Airbus در حال توسعه Starlab هستند، یک ایستگاه با یک بار پرتاب که یک ماژول بزرگ اقامت، یک هاب اتصال، و یک آزمایشگاه را در یک وسیله نقلیه ترکیب میکند — پرتاب برنامهریزیشده با موشک Starship در سال ۲۰۲۸. برخلاف روش چندبار پرتاب Gateway، فلسفه طراحی Starlab بر سادگی تمرکز دارد. یک پرتاب، یک حجم تحت فشار حدود ۳۴۰ متر مکعب، که از ابتدا برای تحقیقات تجاری و چرخش خدمه خصوصی طراحی شده است.
Starlab ۴۰۰ میلیون دلار از بودجه CLD ناسا (مقاصد تجاری مدار پایین زمین) دریافت کرده، و مشارکت Airbus به عنوان شریک تولیدی، عمق صنعتی به برنامه میدهد که دیگر پیشنهادهای ایستگاه تجاری فاقد آن هستند. همکاری با Starship برای پرتاب هم یک شرط فنی و هم مالی است — قیمتگذاری اسپیسایکس برای محمولههای Starship انتظار میرود رقابتی باشد، اما این خودرو تا سال ۲۰۲۶ هنوز در مرحله آزمایش است.
این برای معماری ناسا چه معنایی دارد؟
شکاف بین تأخیر Gateway و پیشرفت ایستگاههای تجاری یک سوال ساختاری برای استراتژی پرواز فضایی انسانی ناسا ایجاد میکند. Gateway تا حدی توجیه شد چون هم از عملیات ماه پشتیبانی میکند و هم به عنوان یک ایستگاه میانی برای ماموریتهای مریخ عمل میکند. اما اگر ایستگاههای تجاری در LEO تا ۲۰۲۹-۲۰۳۰ عملیاتی شوند و دادههای علمی تولید کنند، توجیه هزینه Gateway — که حدود ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار برای پیکربندی اولیه تخمین زده میشود — برای دفاع در کنگره سختتر میشود.
همچنین عامل بازنشستگی ISS وجود دارد. این ایستگاه قرار است در ۲۰۳۰ از مدار خارج شود، یعنی ناسا همزمان هزینههای ISS و توسعه Gateway را پرداخت میکند، در حالی که ایستگاههای تجاری نیز در میان هستند. ناسا حداقل به یک جانشین تجاری عملیاتی در LEO نیاز دارد قبل از اینکه ISS از بین برود؛ در غیر این صورت، در مدار پایین زمین شکاف در توانایی پرواز فضایی انسانی آمریکا ایجاد میشود در حالی که منابع روی ماه متمرکز شدهاند.
اسپیسایکس Starship و پرسش مستقیم به ماه
یک گزینه که در بحثهای داخلی ناسا محبوبیت پیدا کرده، رویکرد «Gateway-lite» است: استفاده از قابلیت حمل و نقل فضای عمیق Starship برای رساندن خدمه و محموله مستقیم به مدار ماه یا سطح آن، بدون نیاز به یک ایستگاه دائمی در مدار ماه. قرارداد Human Landing System اسپیسایکس از قبل Starship را برای رساندن خدمه به سطح ماه در نظر میگیرد؛ توسعه آن به یک معماری نقطهبهنقطه که Gateway را دور میزند، هزینه و پیچیدگی را کاهش میدهد، اما ارزش بلندمدت Gateway به عنوان یک هاب قابل استفاده مجدد را از دست میدهد.
تا سال ۲۰۲۶، ناسا به طور رسمی مسیر Gateway-lite را تأیید نکرده، اما در چرخههای اخیر تصویب بودجه هم سخت برای Gateway نجنگیده است. این برنامه هنوز وجود دارد، اما با فوریت سیاسی کمتری نسبت به ۲۰۲۱-۲۰۲۲.
نکات کلیدی
- اولین ماموریت سرنشیندار Gateway به ۲۰۳۱ موکول شده، چهار سال عقبتر از برنامه اولیه، به دلیل تأخیر سختافزاری و بودجه ثابت.
- استراتژی تدریجی اتصال به ISS توسط Axiom Space به آن مسیری برای استقلال عملیاتی تا ۲۰۳۰ میدهد، بدون نیاز به توسعه از صفر.
- Starlab با پرتاب روی Starship در ۲۰۲۸ هدف دارد جانشین تجاری اصلی ISS در مدار پایین زمین باشد با طراحی تکپرتاب.
- دلیل هزینه ۸ تا ۱۰ میلیارد دلاری Gateway با بالغ شدن جایگزینهای تجاری و گسترش قابلیتهای مستقیم اسپیسایکس به ماه تضعیف میشود.
- ناسا تا ۲۰۲۷ یک نقطه تصمیمگیری دارد: یا دوباره به Gateway متعهد شود یا معماری تجاری-محور برای مدار ماه بپذیرد و منابع را به زیرساخت سطح ماه منتقل کند.
تغییر اساسی این نیست که Gateway در حال شکست است — بلکه این است که بقیه اکوسیستم فضایی تجاری سریعتر از مدل خرید مبتنی بر برنامه ناسا پیش میرود. سوال برای دو چرخه بودجه بعدی این است که آیا کنگره و کاخ سفید حاضرند این معامله را صریح انجام دهند، یا اجازه دهند تأخیرهای برنامهای خود به خود تصمیم را بگیرند.