گیتوی قمری ناسا از برنامه عقبتر و بیش از بودجه است، اما همچنان بهترین برنامه برای ماندن روی ماه به شمار میرود.

ایستگاهی که هرگز به ماه نمیرسد
دروازه ماه یک پایگاه قمری نیست. روی لبه یک دهانه یا درون سنگپوشه قمری فرود نخواهد آمد. این یک ایستگاه فضایی مدولار کوچک است که برای مدار هالهای نزدیک به خط مستقیم (NRHO) پیرامون ماه برنامهریزی شده است — یک مسیر بیضوی بسیار کشیده که در نزدیکترین فاصله ۳۰۰۰ کیلومتری سطح ماه و در دورترین فاصله تقریباً ۷۰٬۰۰۰ کیلومتری آن قرار دارد. با حدود یکششم حجم تحت فشار ایستگاه فضایی بینالمللی، این ایستگاه یک پست ترانزیتی است، نه یک سکونتگاه.
این تمایز برای درک کارکرد دروازه اهمیت دارد. این ایستگاه به عنوان یک رله ارتباطی، یک انبار سوختگیری، یک پناهگاه در برابر رویدادهای ذرات خورشیدی، و مهمتر از همه، یک هاب اتصال عمل خواهد کرد که خدمه آرتمیس از طریق آن با یک فرودگر تجاری به سطح ماه سفر خواهند کرد. منطق مهندسی واقعی است: یک سکوی مداری میتواند هم سایتهای فرود قطبی و هم استوایی را بدون نیاز به جابجایی پوشش دهد، چیزی که یک پایگاه ثابت سطحی نمیتواند ارائه دهد.
وضعیت در سال ۲۰۲۶
طرح اولیه پرتاب نخستین بخشهای دروازه در سال ۲۰۲۴ بود. این تاریخ به زودتر از ۲۰۲۸ موکول شده است. دو ماژول بنیادین — بخش نیرو و پیشرانش ناسا (PPE) که پیشرانش الکتریکی خورشیدی و نیرو را تأمین میکند، و ایستگاه پیشرفته سکونت و لجستیک (HALO) که محل زندگی خدمه و درگاههای اتصال را فراهم میکند — با هم بر روی یک فالکون هوی اسپیسایکس پرتاب خواهند شد. این پرتاب دو بار به تعویق افتاده است؛ نخست از ۲۰۲۴ به ۲۰۲۵ و سپس به ۲۰۲۸، زیرا موانع یکپارچهسازی و شکافهای مالی افزایش یافته است.
هزینه نیز همگام با تأخیرها بالا رفته است. سهم ایالات متحده در دروازه — عمدتاً PPE و HALO که به ترتیب با Maxar Technologies و Northrop Grumman قرارداد بسته شدهاند — در ابتدا ۴٫۳ میلیارد دلار تخمین زده میشد. پیشبینیهای فعلی این رقم را بیش از ۸ میلیارد دلار نشان میدهند و این برنامه هنوز تخمین هزینههای بخشهای بعدی را نهایی نکرده است. برای مقایسه، کل برنامه آپولو حدود ۲۵ میلیارد دلار به دلار دهه ۱۹۶۰ هزینه داشت؛ دروازه در حال نزدیک شدن به سطح هزینههای آپولو برای یک ایستگاه مداری است که چهار خدمه را در اقامتهای کوتاه دورهای پشتیبانی میکند.
ائتلافی که لغو برنامه را دشوار میکند
یک دلیل اینکه دروازه از بررسیهای بودجهای جان سالم به در میبرد، که یک برنامه کاملاً داخلی را نابود میکرد، ساختار بینالمللی آن است. مشارکتهای بافته شده در این برنامه اکنون باربری را بر عهده دارند:
- آژانس فضایی اروپا (ESA) ماژول ESPRIT (یک ماژول سوختگیری و ارتباطات) را ارائه میدهد و در مشارکت با دیگر آژانسهای فضایی اروپایی، سکونتگاه بینالمللی (I-Hab) — یک ماژول خدمه دوم که ظرفیت عملیاتی دروازه را به طور قابل توجهی افزایش میدهد — را تأمین میکند.
- جاکسا (JAXA) (آژانس کاوشهای هوافضای ژاپن) تأمین مجدد لجستیکی را از طریق وسیله HTV-X که برای عملیات در فاصله قمری توسعه یافته است، فراهم میکند.
- آژانس فضایی کانادا (CSA) کانادارم۳، یک سیستم روباتیک نسل بعدی که قادر به عملیات تعمیر و نگهداری خودکار در بیرون ایستگاه است، را ارائه میدهد.
خروج از دروازه اکنون نه تنها یک برنامه را لغو میکند — بلکه تعهدات سطح معاهده را باطل میسازد و به رقبا یک روایت ژئوپلیتیکی درباره قابلیت اطمینان آمریکا در فضا تحویل میدهد. این یک استدلال مهندسی نیست، اما یک استدلال واقعی در بحثهای بودجه واشنگتن است.
پرسش فرودگر تجاری
نقش دروازه به عنوان یک هاب عملیاتی تنها در صورتی معنا دارد که سیستمهای فرود انسانی قابل اعتمادی از آن استفاده کنند. در حال حاضر، این یعنی سیستم فرود انسانی استارشیپ (HLS) اسپیسایکس که نخستین قرارداد فرودگر ناسا را در سال ۲۰۲۱ برنده شد. این معماری شامل سفر فضانوردان از زمین به دروازه با کپسول اوریون ناسا و سپس انتقال به استارشیپ HLS برای فرود به سطح است. فرودگر بلو ارجین بلومون — که به عنوان تأمینکننده دوم انتخاب شده — هنوز در حال توسعه است و به عنوان پشتیبان برای کاهش وابستگی به یک فروشنده عمل میکند.
جدول زمانی توسعه استارشیپ خود دچار نوسانات مستندی بوده است، هرچند آزمایشهای پرواز یکپارچه اخیر پیشرفت قابل توجهی را نشان داده است. این که آیا استارشیپ HLS برای پشتیبانی از مأموریتهای سرنشیندار به سطح ماه به موقع آماده خواهد بود، پرسشی با پیامدهای عملیاتی واقعی برای سالهای اولیه خدمت دروازه است.
انتقاد از ایستگاه عوارضی
همه این معماری را جذاب نمییابند. رابرت زوبرین، مهندس هوافضا و بنیانگذار انجمن مریخ — و معمار مفهوم مأموریت مستقیم به مریخ — از جمله منتقدان سرسخت دروازه است که آن را به عنوان یک "ایستگاه عوارضی به ناکجاآباد" توصیف کرده که جرم، هزینه و ریسک را به دسترسی به سطح ماه اضافه میکند بدون منفعت متناسب. استدلال این است که اوریون و یک فرودگر میتوانند مستقیماً به مدار ماه پرواز کنند و بدون واسطه دروازه فرود آیند و در نتیجه پیچیدگی مأموریت و سالها از برنامه را کاهش دهند.
استدلال مخالف از سوی طرفداران دروازه بر افزونگی و انعطافپذیری متمرکز است. یک سکوی مداری پایدار به این معناست که خدمه یک پناهگاه امن دارند اگر فرودگری قبل از فرود دچار نقص شود. همچنین به معنای تأمین تجهیزات و لوازم از پیشنهادهشده برای مأموریتهای متوالی است. همچنین ساختار دسترسی به سطح از ابتدا برای هر پرواز بازسازی نمیشود. این که آیا این انعطافپذیری اختلاف هزینه را توجیه میکند، به شدت به مفروضات مربوط به نرخ مأموریت بستگی دارد — اگر آرتمیس دو بار در دهه فرود آید، هزینههای سربار دروازه به سختی قابل توجیه است. اگر دوازده مأموریت را ممکن سازد، اقتصاد تغییر میکند.
محیط بودجه
ناسا سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ را در موقعیت مالی دشواری آغاز کرد. چندین برنامه بزرگ — از جمله SLS، اوریون و دروازه — همزمان در مراحل افزایش هزینه هستند و دولت فعلی نسبت به دولتهای قبلی اشتیاق کمتری برای هزینههای فضایی مدنی نشان داده است. دروازه از این بررسیها جان سالم به در برده است، اما بدون رنج نبوده است: توقف استخدام، قراردادهای بازسازیشده و تأخیر در نقاط عطف به یک موضوع تکراری تبدیل شده است.
ردپای صنعتی برنامه — کارهای پراکنده در Maxar (که اکنون توسط Advent International خریداری شده)، Northrop Grumman، Honeybee Robotics و دهها پیمانکار فرعی — محافظت سیاسی را فراهم میکند. اما همچنین کنترل هزینه را دشوارتر میسازد. برنامههای هوافضای بزرگ با نیروی کار توزیعشده جغرافیایی تمایل ساختاری به رشد جدول زمانی دارند و دروازه نیز از این قاعده مستثنی نیست.
آنچه مهندسی به درستی انجام میدهد
در میان تأخیرهای جدول زمانی و سرفصلهای بودجه، شایان ذکر است که طراحی دروازه چه کارهایی را به خوبی انجام میدهد. بر خلاف ایستگاه فضایی بینالمللی — که طی ۱۳ سال با مأموریتهای شاتل قطعه به قطعه در مدار مونتاژ شد — ماژولهای دروازه روی زمین ساخته و آزمایش میشوند و عمدتاً از پیش یکپارچه پرتاب میشوند. PPE و HALO به صورت جفتشده پرتاب میشوند. این به طور قابل توجهی خطر مونتاژ در مدار، یکی از بزرگترین چالشهای عملیاتی برنامه ایستگاه بینالمللی، را کاهش میدهد.
سیستم پیشرانش الکتریکی خورشیدی PPE شایسته توجه ویژه است. به جای موشکهای شیمیایی که مقادیر زیادی سوخت برای مانور میسوزانند، PPE از یک سیستم رانشگر هال اثر استفاده میکند — پیشرانش یونی با بازده بالا که ایستگاه را به آرامی اما کارآمد در مدار ماه جابجا میکند. این به طور چشمگیری جرم سوختی که باید به فاصله قمری پرتاب شود را کاهش میدهد، که یکی از گرانترین اقلام در عملیات فضای عمیق است. در مقابل، رانش پایین است، به این معنا که مانورها هفتهها طول میکشند نه ساعتها، اما برای ایستگاهی که نیازی به تغییر سریع مدار ندارد، این یک محدودیت قابل قبول است.
موفقیت چگونه به نظر میرسد
اگر پرتاب ۲۰۲۸ محقق شود و PPE/HALO به مدار عملیاتی خود برسند و با موفقیت بررسی شوند، دروازه به نخستین ایستگاه فضایی سرنشیندار فراتر از مدار نزدیک زمین از زمان خروج آپولو ۱۷ از سطح ماه در دسامبر ۱۹۷۲ تبدیل خواهد شد — فاصلهای بیش از ۵۵ سال. این نقطه عطف باید به وضوح و بدون نرمگویی روابط عمومی نامیده شود.
چالشهای برنامه واقعی هستند: هزینههایی که دو برابر شده است، جدول زمانی که سالها به تعویق افتاده، محیط بودجهای که خصمانهتر شده، و یک بحث معماری اساسی درباره ضرورت یا صرفاً گرانی یک ایستگاه در مدار ماه. اما استدلال مهندسی برای یک سکوی پایدار در فضای سیسلونار — یکی که میتواند خدمه را پناه دهد، لجستیک را مرحلهبندی کند و با سایتهای فرود متعدد سازگار شود — تضعیف نشده است. استدلال برای صبر با برنامهای که تعهدات بینالمللی واقعی و مزایای مهندسی واقعی دارد، به طور کلی هنوز محکم است. این که آیا محیط سیاسی و مالی اجازه چنین صبری را میدهد، پرسشی است که دروازه هنوز پاسخی برای آن ندارد.