دو سال بعد، کامیونهای برقی بازاری را که قرار بود فتح کنند، به دو نیم تقسیم کردهاند.

وعده: کامیون بیشتر، نه کمتر
شعار کامیونهای برقی هرگز «قربانی کردن برد برای پایداری» نبود. بلکه برعکس بود. به خریداران کامیون گفته شد که گشتاور آنی دریافت میکنند که شتاب ۰ تا ۱۰۰ را بیمعنی میکند، یدککشی که بدون غرش دیزلی انجام میشود، و یک بار پر از پریزهای برق که پیمانکاران و کمپگردانها واقعاً از آن استفاده میکنند. بحث زیستمحیطی نبود - بحث توانایی بود. کامیون برای کامیونبازها.
دو سال پس از شروع فروش قابل توجه، این وعده نیمبند تحویل داده شده است. جایی که کامیونهای برقی میدرخشند، واقعاً میدرخشند. جایی که نمیدرخشند، کاستیها دقیقاً همان خریدارانی را هدف میگیرد که بیش از همه نیاز به جلب رضایت دارند.
چهار بازیگر در سال ۲۰۲۶
این بخش اکنون رقبای واقعی دارد که هر کدام نوع متفاوتی از خریدار کامیون را هدف قرار میدهند.
- Rivian R1T (حدود ۷۰ هزار دلار): تنها کامیونی که علاقهمندان واقعی کامیون معمولاً دوست دارند. با برد تا ۴۱۰ مایل در بسته بزرگ و یک پلتفرم ماجراجویی هدفمند، R1T دنبالهروی وفاداری در جامعه سافاری و کمپینگ پیدا کرده است. Rivian در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۰ هزار دستگاه فروخت - تولید واقعی، خریداران واقعی. هنوز به ازای هر خودرو ضرر میدهد، اما حاشیه سود در حال بهبود است. تونل تجهیزات، آشپزخانه کمپ، سیستم چهار موتوره: اینها ویژگیهای بازاریابی نیستند. چیزهایی هستند که مالکان واقعاً از آنها استفاده میکنند.
- Ford F-150 Lightning (حدود ۵۵ تا ۹۰ هزار دلار): مهمترین کامیون برقی از نظر اعتبار جریان اصلی، و پیچیدهترین داستان. Lightning یک کامیون واقعی است - یدک میکشد، بار میبرد، در محل کار جا میشود. اما برد اعلام شده زیر بار فرو میریزد: در هنگام یدککشی نزدیک به ظرفیت در سرعت بزرگراه، انتظار ۲۳۰ مایل یا کمتر را داشته باشید. فورد اهداف تولید خود را در سالهای ۲۰۲۴-۲۰۲۵ دو بار کاهش داد زیرا تقاضای مصرفکننده متوقف شد. Lightning بیصدا به سمت خریداران ناوگان و تجاری - شرکتهای آب و برق، شهرداریها، ناوگان ساختمانی - چرخش کرده است، جایی که مسیرهای قابل پیشبینی و شارژ در انبار محاسبات را منطقی میکند.
- Tesla Cybertruck (بیش از ۸۰ هزار دلار): به طور مساوی فضاها و پارکینگها را تقسیم میکند. اسکلت بیرونی استیل یا رویایی است یا پوچ، بسته به پیشفرضهای شما، و همین طراحی به تنهایی بازار قابل دسترس را محدود میکند. مشخصات معتبر هستند: برد ۳۴۰ مایل، ظرفیت یدککشی ۱۱ هزار پوند. اما جدول زمانی تحویل طولانی شد، شکایات کیفیت در تولیدات اولیه ظاهر شد، و نقطه ورود بیش از ۸۰ هزار دلار پس از آپشنها آن را در رقابت با کامیونهای گازی کاملاً مجهز از نظر قیمت قرار میدهد - بدون فراگیری کامیون گازی در جاده یا مراکز خدمات.
- RAM 1500 REV (راهاندازی شده در اواخر ۲۰۲۵): استلانتیس بازی طولانی را انجام داد و با بزرگترین باتری در این بخش آمد: ۲۲۹ کیلووات ساعت، با برد ادعایی ۵۰۰ مایل. اعداد یدککشی و بار رقابتی هستند. مشکل پایگاه خریداران است. مشتریان سنتی RAM به سمت پذیرش فناوری محافظهکار هستند و شبکه نمایندگیهایی که RAM میفروشند سالها صرف فروش کامیونهای مجهز به موتور Hemi کرده است. متقاعد کردن آن نیروی فروش - و آن مشتری - برای رفتن به سمت برق، چرخشی کندتر از آن چیزی است که مشخصات نشان میدهد.
مشکل برد یدککشی که هیچکس حل نکرد
این عددی است که برای خریداران واقعی کامیون بیشترین اهمیت را دارد: وانتهای برقی هنگام یدککشی در سرعت بزرگراه ۴۰ تا ۶۰ درصد از برد اعلام شده خود را از دست میدهند. این یک مشکل نرمافزاری نیست. فیزیک است. آیرودینامیک تریلر کشش عظیمی ایجاد میکند؛ شیمی باتری نمیتواند انرژی را به همان روشی که یک خودروی احتراق داخلی در حالت ساحل میتواند با فشردهسازی بازیابی کند، بازیابی کند. یک کامیون با برد ۳۵۰ مایل با یک تریلر باردار پشت سرش به یک کامیون ۱۶۰ تا ۲۰۰ مایلی تبدیل میشود.
برای مسافران روزانه یا ماجراجویان آخر هفته که سبک رانندگی میکنند، این قابل مدیریت است. برای خریداری که یک تریلر اسب از تگزاس به کلرادو میکشد، یا یک تریلر پنجم را به یک کمپ در سه ایالت دورتر میبرد، این یک مشکل اساسی است. هر توقف شارژ ۳۰ تا ۴۵ دقیقه به سفری اضافه میکند که رانندگان گازی بدون فکر کردن آن را کامل میکنند. محاسبات هنوز نزدیک نیست.
شکاف زیرساخت در حاشیهها
زیرساخت شارژ شهری و حومهای به طور چشمگیری بهبود یافته است. شبکه NACS تسلا اکنون برای فورد، ریویان و به طور فزایندهای برای سایر تولیدکنندگان قابل دسترس است. اما خریداران کامیون به طور نامتناسبی در مکانهایی زندگی میکنند و به مکانهایی رانندگی میکنند که تراکم شارژ پایین است. مونتانای روستایی. پانهندل تگزاس. شمال مینهسوتا در فوریه. خریدارانی که بیش از همه به یک کامیون توانمند نیاز دارند، اغلب همان خریدارانی هستند که در مسیرهای واقعی خود با بیشترین عدم قطعیت شارژ مواجه هستند.
گذار به NACS به عنوان یک استاندارد مشترک یک پیشرفت واقعی است. اما تراکم شارژرهای سریع ۱۵۰ کیلووات و بالاتر در مناطقی که یدککشی سنگین انجام میشود، هنوز کسری از چیزی است که پذیرش کامیون برقی را برای کاربران خودروی اصلی عادی میکند.
چه کسی واقعاً این کامیونها را میخرد؟
دادهها و گزارشهای حکایتی داستانی ثابت را روایت میکنند. خریدار فعلی کامیون برقی عمدتاً:
- یک خانوار دو خودرویی که در آن کامیون برقی خودروی آخر هفته یا سبک زندگی است، نه خودروی اصلی روزانه
- یک اپراتور ناوگان که مسیرهای قابل پیشبینی را اجرا میکند - شرکتهای ساختمانی، شرکتهای آب و برق، شهرداریها - جایی که شارژ در انبار کار میکند و صرفهجویی در هزینه سوخت ملموس است
- یک پذیرنده اولیه در یک جامعه خاص (سافاری، کمپینگ، آفرود) که مورد استفاده خود را حول نقاط قوت کامیون ساختار داده است
خریدار کامیون اصلی بازار انبوه - کسی که به طور منظم یدک میکشد، از کامیون برای کار استفاده میکند و نیاز دارد که هر چیزی را که پیش میآید مدیریت کند - به تعداد قابل توجهی تغییر نکرده است. این نظر نیست؛ این همان چیزی است که کاهش تولید فورد نشان میدهد و دادههای فروش تأیید میکنند.
چه چیزی واقعاً بازار را حرکت میدهد
سه چیز به طور مادی پذیرش کامیون برقی را در میان خریداران جریان اصلی تغییر میدهد. اول، برد یدککشی واقعی بالای ۴۰۰ مایل - نه برد اعلام شده، بلکه برد یدککشی. فورد و جنرال موتورز هر دو سیستمهای شارژ یکپارچه خودرو-تریلر را بررسی کردهاند که انرژی را از تریلر در هنگام کاهش سرعت بازیابی میکند؛ این فناوری، اگر به تولید برسد، محاسبات را تغییر میدهد. دوم، قیمت ورودی زیر ۵۰ هزار دلار برای یک کامیون با مشخصات رقابتی. Lightning نزدیک شده است، اما امتیازات بار و برد در آن نقطه قیمت قابل توجه است. سوم، شارژ سریع در امتداد کریدورهای یدککشی: شارژرهای بزرگراه در نزدیکی پارکهای RV، نزدیک اسکلههای قایق، نزدیک مسیرهای پیادهروی. نه فقط نزدیک استارباکس.
واقعیت رقابتی
کامیونهای احتراق داخلی منتظر نمیمانند. تویوتا تاندرا، شورولت سیلورادو و همخانوادههایشان هنوز همه کامیونهای برقی را با هم به نسبت تقریباً ۲۰ به ۱ میفروشند. گویاتر این است: کامیونهای هیبریدی - فورد F-150 PowerBoost، تاندرا هیبرید - در این بخش از کامیونهای کاملاً برقی بیشتر فروش میکنند. خریدارانی که میخواهند هزینه سوخت و انتشار گازهای گلخانهای را کاهش دهند اما نمیتوانند با محدودیتهای برد زندگی کنند، به سازش هیبریدی رأی میدهند. این یک انحراف به سمت خودروهای برقی نیست؛ برای بسیاری از خریداران، ممکن است مقصد باشد.
حکم صادقانه
کامیونهای برقی یک آزمایش شکستخورده نیستند. Rivian R1T، تقریباً با هر معیاری، یک خودروی قابل توجه است. Lightning برای ناوگان کار میکند. Cybertruck مالکان متعهد خود را دارد. ظرفیت باتری REV به جایی که فناوری در حال حرکت است اشاره میکند.
اما «برای موارد استفاده خاص خوب کار میکند» با «خریدار کامیون آمریکایی را راضی کرده است» یکی نیست. خریدارانی که باید متقاعد میشدند - کسانی که هر آخر هفته یدک میکشند، کامیون را به عنوان وسیله نقلیه کاری اجرا میکنند و ۴۰ مایل از نزدیکترین شارژر زندگی میکنند - تغییر نکردهاند. فیزیک و زیرساخت دلیل آن را توضیح میدهند. تولیدکنندگانی که در مورد این شکاف صادق هستند و به جای بازاریابی در اطراف آن، به سمت آن مهندسی میکنند، به احتمال زیاد آن را پر میکنند.
اگر در سال ۲۰۲۶ به فکر خرید یک کامیون برقی هستید: مورد استفاده خود را دقیقاً بشناسید. اگر به طور منظم و سنگین یدک میکشید، محاسبات برد را در مسیرهای واقعی خود قبل از خرید انجام دهید. اگر یک خانوار دو خودرویی یا یک اپراتور ناوگان با شارژ در انبار هستید، محاسبات از قبل کار میکند. کامیونها خوب هستند. اکوسیستم اطراف آنها، برای خریداران یدککشی سنگین، هنوز در حال عقبنشینی است.